تبليغاتX
جمله های عاشقانه,عکس,کلیپ,اس ام اس

   ======================================

 با تشکر ازمریم وسحرجون که در تمام مدت ثبت این وب با ما همراه بودن.

ممنون میشدم که یه ایمیل یا چیز دیگه ای می ذاشتین که با هم بیشتر آشنا بشیم.

بازم دست مریزاد

از این به بعد می تونید در این سایت با ما همراه باشین

www.dokhib2.ir

www.evel4u.blogfa.com 

 ======================================



تبلیغات شما:

 

 

Image and video hosting by TinyPic 

 


این پست ثابت است و پست های جدید زیر این پست قرار میگیرند

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 11:44  توسط evel4u 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 11:45  توسط evel4u  | 

از این پس به بعد ما در این سایت ببینید

www.dokhib2.ir

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:52  توسط evel4u  | 
دلم می خواست برای یکباربرای یکبارهم که شده دستهای 

مهربانت رابه امانت برروی شانه هایم بگذاری تا گرمی داشتن

تکیه گاهی مهربان راحس کنم

صدای قدم هایت راکه میشنوم تمام صداهادرنظرم بی معنا 

جلوه می کنند

ای بهترین تمام لحظاتم درسکوت روزهای زندگی ام ودرتاریکی

شبهای بی کسی ام ازتوسخن می گویم تمام لحظات دلتنگی ام

بهانه ی تورامیگیرند

برای امدنت لحظه ها نیز لحظه شماری میکنند وبرای دیدن 

دوباره ات تمام دیده ها بی تابی



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 9:35  توسط evel4u  | 

از این به بعد در این وبلاگ می نویسم

www.dokhib2.blogsky.com

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 7:40  توسط evel4u  | 

برای ماندنش به خدا التماس کردم از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند که من بی او هیچم نیمه شب

ها برایش دعا کردم اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید و ندید و دعا هایم را نشنید و  مورد

اجابت قرار نداد و او را برد و ان زمان بود که من از همه و هر چه داشتم بریدم و های های گریستم و او

رفت و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت و امروز من او

را برای همیشه از دست داده ام نه می توانم او را حس کنم و نه در آغوش بگیرم او رفت گر چه برایم

همیشه ماندگار است         

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 20:10  توسط evel4u  | 

tifooses.coo.ir

كاش مرا به بوسه‏هاى دهانش
ببوسد.
عشق ِ تو از هر نوشاك ِ مستى‏بخش
گواراتر است.
عطر ِ الاولین
نشاطى از بوى خوش ِ جان ِ توست
و نامت خود
حلاوتى دلنشین است
چنان چون عطرى كه بریزد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 19:2  توسط evel4u  | 

چقدر سخته

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری.
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده.
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی.
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات و خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوز هم دوسش داری.
چقدر سخته که گل آرزوهات رو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لبت بگی گل من باغچه ی نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 7:31  توسط evel4u  | 
 

گنجشک به خدا گفت:

 لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم سرپناه بیکسیم بود طوفان تو آنرا از من گرفت کجای دنیای تو را گرفته بودم؟

خدا گفت:

 ماری در راه خانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پرگشودی 

چه بسیار بلاهاکه به واسطه محبتم ازتو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی!
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 18:2  توسط evel4u  | 

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه  و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود  sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش  

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟          خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟          آغاز کسی باش که پایان تو باشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:32  توسط evel4u  | 

 

 

دانلود  300KB

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 22:6  توسط evel4u  | 
دانلود    1.4MB                                                            
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 13:39  توسط evel4u  | 

دانلود با فرمت 3gp و حجم 6MB

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 15:16  توسط evel4u  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 20:26  توسط evel4u  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 20:13  توسط evel4u  | 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 19:18  توسط evel4u  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 19:9  توسط evel4u  | 

 

 

پسر بچه با نمک ایرانی

دانلود   1.5MB

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 14:15  توسط evel4u  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:32  توسط evel4u  | 
Atelie.ir - دقت کردی ژاپنی ها چطوری عکس می گیرند؟!! Atelie.ir - دقت کردی ژاپنی ها چطوری عکس می گیرند؟!! Atelie.ir - دقت کردی ژاپنی ها چطوری عکس می گیرند؟!!    
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 17:54  توسط evel4u  | 
عکس های عاشقانه و رمانتیک Www.Irandid.iR 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 17:53  توسط evel4u  | 
 
pix2pix.org - عکس های عاشقانه هنری (3) pix2pix.org - عکس های عاشقانه هنری (3) pix2pix.org - عکس های عاشقانه هنری (3)    
 
●●●●● برای ديدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ●●●●●



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 10:44  توسط evel4u  | 

» نقاشی های عاشقانه(به درخواست يكي از دوستام  اميدوارم خوشتون بياد)(ساده ولي پر محتوا)

 

 
 


pix2pix.org - نقاشی های عاشقانه pix2pix.org - نقاشی های عاشقانه pix2pix.org - نقاشی های عاشقانه   

  


 
●●●●● برای ديدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید ●●●●●

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 10:21  توسط evel4u  | 

 

 

دانلود   100KB

 

گرفته شده از وبلاگ عکس&کلیپ

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 18:20  توسط evel4u  | 
احمدي نژاد در حال بازديد از محلي است که فردي نزديک شده و براي بوسيدن دست او خم مي شود و رييس جمهور امتناع مي کند، سپس او خم مي شود تا دست آن فرد را ببوسد که البته اين کار را تمام نمي کند و سپس آن فرد دوباره عمل دستبوسي رييس جمهور را تکرار مي کند!

دانلود    200KB

گرفته شده از وبلاگ عکس&کلیپ

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 18:18  توسط evel4u  | 
 

شب عروسیه ، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست.


میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته ، در را هم قفل کرده.


داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه.


مامان بابای دختره پشت در داد میزنند : مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟


آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.


مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.


لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!


همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند.


کنار دست مریم یه کاغذ هست ، یه کاغذی که با خون یکی شده.


بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه ، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره ، بازش می کنه و می خونه :


سلام عزیزم


دارم برات نامه می نویسم ،آخرین نامه ی زندگیمو


آخه اینجا آخر خط زندگیمه


کاش منو تو لباس عروسی می دیدی


مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!


علی جان دارم میرم


دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم


می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم


دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم


ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم


دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی ، یادته؟!


گفتم یا تو یا مرگ ، تو هم گفتی ، یادته؟!


علی تو اینجا نیستی ، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!


داماد قلبم تویی ، چرا کنارم نمیای؟!


کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه


کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند


علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت


حالا که چشمام دارند سیاهی میرند ، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره


روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد ، یادته؟!


روزی که دلامون لرزید ، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون ، یادته؟! نقشه های آیندمون ، یادته؟!


علی من یادمه ، یادمه چطور بزرگترهامون ، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند


یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش


یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری


یادته اون روز چقدر گریه کردم ، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه!


می گفتی که من بخندم


علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم


هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام


روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات


دارم به قولم عمل می کنم


هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ


پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم


نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه


همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام


وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!


عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم


دلم برات خیلی تنگ شده


می خوام ببینمت


دستم می لرزه ، طرح چشمات پیشه رومه ، دستمو بگیر ، منم باهات میام ....



پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه

سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه

آره پدر علی بود ، اونم یه نامه تو دستشه ، چشماش قرمزه ، صورتش با اشک یکی شده بود

نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود

هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود

پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود

حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده

حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت!

مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند.



+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:41  توسط evel4u  | 

 

دانلود 3.2MB

دانلود کمکی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:39  توسط evel4u  | 

تصاویری از دختر و پسر جوان ایرانی ...

تا باز شدن کامل عکس ها شکیبا باشید

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید

a13-(3).jpg

a13.jpg

a13-(1).jpg

a13-(6).jpg

a13-(7).jpg

اینم که ترکیده

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:36  توسط evel4u  | 

سیلی خوردن عروس از داماد در حجله بعد از گاز گرفتن انگشت داماد

 

دانلود 400KB

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 18:12  توسط evel4u  | 

سه عکس دیگر در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 17:26  توسط evel4u  | 

 

 

دانلود 500KB

گرفته شده از http://dokhib2.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:52  توسط evel4u  | 
"تمام آرزوهامون شده حسرت"

"خنده هامون شده آه"

"روزای جوونیمون مثل روزای پیری پدر مادرامون داره می گذره"

تکه های جالبی از فیلم کوتاه کاندیداتور

دانلود   1MB

گرفته شده ازوبلاگ http://dokhib2.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:55  توسط evel4u  | 

بالای گور خود می ایستم....

چه می بینم !

میان کفن پوش سفیدی خوابیده ام

آرام و بی صدا قاتل جان خود بودم !

کنار مزارم می نشینم و دست بر صورت خود می کشم و برای خودم گریه می کنم !!!!

کسی نیست ...

کسی نیست ...

یاد زنده بودنم آزارم می دهد

یاد روزی که تنهایی ام را فروختم اما فردا دوباره پیش خودم بود

یاد قلب شکسته ام را که از زیر پای عشق جمع می کردم و دستانم غرق به خون می شد

 

یاد پاهایم که هر شب دلداریش می دادم از درد بی رهرویی

یاد روزی که ...

گریه ام پایانی ندارد

دوباره خود را نگام می کنم

شاد تر از دیروز زنده بودنم که بالی برای پرواز نداشتم .....

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 22:51  توسط evel4u  | 
 

دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!!


  


دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم


 بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت


 


 مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي


 چشمم فرود مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم


 را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم


 


 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ


 وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن


 اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست


 


 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي


پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم


 


 عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست


 


 من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من...که با آن عالمي دارم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 22:49  توسط evel4u  | 
عکسهای فانتزی

بقیه در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:1  توسط evel4u  | 
یه غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!!

 

یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !

 

به غضنفر می گن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار می کنی می گه من فعلا می خوام درسمو ادامه بدم !!

 

غضنفر بابا ش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه

 

به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!

 

پلیس به غضنفر: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!              پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 21:17  توسط evel4u  | 

 

 

 

دانلود کلیپ 4.7MB

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 14:38  توسط evel4u  | 

 

سرمو گذاشته بودم رو شونش. آروم دستشو دور کمرم حلقه کرد.بهش گفتم يه چيزي بگم؟ گفت بگو. گفتم دوستت دارم...........گفت من بيشتر......گفتم نه من بيشتر. گفت اصلا دوتامون به يه اندازه.........
گفتم باشه.فقط من يه کوچولو بيشتر.....خنديد.به چشمام نگاه کرد......اما نمي دونست اين آخرين باريه که به چشمام زل ميزنه...................ولي من خوب ميدونستم.يه گوشه نشستيم سرمو گزاشتم رو سينش....گفتم برام قصه بگو.
.....شروع کرد.قصه همون شاهزاده خانوم خوشکلو برام گفت چشماشو بسته بود و قصه مي گفت...........صداي قلبشو ميشنيدم.............خيلي دوسش داشتم...........هنوزم دارم.....ميدونم دلش برام خيلي تنگ ميشه
منم دلم خيلي براش تنگ ميشه......اما بايد برم.......نميتونم بيشتر از اين بمونم.............واسه هردومون بهتره.ازتو جيبم يه بسته تيغ بيرون آوردم.هنوز چشماشو بسته بود.صداي قلبش گوشمو نوازش ميداد.........


خيلي بهش بد کردم.دوسش دارم............يکي از تيغارو ميکشم بيرون ميزارمش روي مچ دسته چپم....من بايد اين کارو بکنم. ميترسم اگه يه لحظه بيشتر صبر کنم پشيمون بشم.خدايا خيلي دوستش دارم....
  کاش اينو بفهمه................زير لب ميگم دوست دارم........دوست دارم..........اشکام ميريزه پايين........خيلي دوست دارم بيشتر از همه دنيا.
چشماشو باز نميکنه ديگه تصميممو گرفتم تيغو ميکشم رو دستم درد داره اما هيچي نمي گم نمي خوام چشماشو باز کنه..........گرماي لذت بخشي داره خون گرمم ميريزه رو لباسش..........چشماشو باز ميکنه..........ميترسه ....به خونه من خيره شده..
اشکام هنوز ميريزه پايين.. ميگم بغلم کن......مثه يه بچه ي آروم بغلم ميکنه......براي آخرين بار ميگم دوست دارم....هيچ کاري از دستش بر نمياد...بريدگي عميقه................لبمو ميزارم رو لباش..........و اين آخرين باريه که......!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 11:44  توسط evel4u  | 

می نوازم...

موسیقی دلتنگی را!

من تنهایم و آنقدر در دل غصه دارم که کمرنگ شده ام.

سکوت کن...چند لحظه سکوت کن!

صدای دلتنگی هایم را شنیدی؟؟             


ثانیه های امروز به آغاز فردا چه نزدیکند و

         لحظه ها چه پر شتاب از پی هم می آیند؛

     ولی افسوس که برای لحظه ی دیدار تو ،

                           ثانیه ها به اندازه ی یک قرن ،

       بر صفحه ی ساعت ،سنگینی می کنند..
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:37  توسط evel4u  | 
سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي.....
گفتي جورديگر بايد ديد! ديدم ولي.....
گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي
او نه چشم هاي خيسو شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديدو گفت :
ديوانه ي باران نديده



+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط evel4u  | 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:46  توسط evel4u  | 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک

 کرده و گزینه Show Picture را بزنید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:43  توسط evel4u  | 

‌ «فیلم بی‌بی چلچله٬‌ در زمان اکران هم، مسئولان فارابی به خاطر مطالبی که در یکی دو مجله در اروپا درباره فیلم نوشته شده بود، ایراد عجیبی به داستان اون گرفتند و فیلم رو مصداق هم.جنس.‌بازی دونستند. به همین دلیل هم دوسه جمله به فیلم اضافه شد که اصلاً داستان به کلی تغییر کرد و با همین دو سه جمله، فیلم تبدیل به فیلم هندی شد!» -- «تو فیلم تاتوره، یه سکانسی هست که یه مراسم فولکوریک زن‌های بوشهری رو به فیلم برگردوندم. .....گفتند بالاتنه‌ی خانم معصومی که تکون می‌خوره ممکنه برای تماشاگر این تصور پیش بیاد که پایین‌تنه‌شون هم درحال تکون‌خوردنه!!!» -- «مادر 65 ساله‌ من تو یه قسمت از قصه های مجید، پیشونی مجید 13 ساله رو می‌بوسه که نقش مادرش رو داره…این بچه همه‌ش 13 سالشه! اونوقت گروه کودک تلویزیون این تیکه رو سانسور کرد!»

دانلود کلیپ  4.1MB

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:59  توسط evel4u  | 
مقایسه پول چند کشور از جمله ایران
 
 
1. 10 million Zimbabwean Dollars = US$4

a236_zimb


 

2. 500,000 vietnamese Dongs = US$30

a236_vietnam

 

3. 100,000 Indonesian rupiah = US$11

a236_indo

 

4. 50,000 Iranian Rial = US$5

a236_iran

 

5. 50,000 São Tomé Dobra = US$3.47

a236_tome

 

6. 10,000 Guinean Francs = US$2.33

a236_guinea

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:14  توسط evel4u  | 
این کلیپ رو حدود یک سال پیش در وبلاگ گذاشته بودم ولی به خاطر ناکامی ورزشکاران ایرانی در المپیک پکن از آرشیو بیرون کشیدم تا آنهایی که از خوانندگان قدیمی وبلاگ نیستند حتما" دانلود کنند.

دانلود کلیپ با فرمت pps (پخش فقط در کامپیوتر)  500KB

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:13  توسط evel4u  | 
اوج

دانلود کلیپ  3.5MB

 

 

 

قصه

دانلود کلیپ  3.2MB

 

 

 

خونه عشق

دانلود کلیپ  3.6MB

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:18  توسط evel4u  | 

 این اواخر طرفداران احمدی نژاد به خاطر بعضی از کلیپ ها از من دلگیر شده بودند. به خاطر همین این دو کلیپ رو که خودم ساختم  تقدیم می کنم به همه طرفداران ایشان:

 

 دنیا دیگه مثل تو نداره!

دانلود کلیپ  2.2MB

 

 

 

 محمود احمدی نژاد عاشق خدمت و جهاد ریشه کن فقر و فساد!

آهنگ این کلیپ مربوط به تبلیغات انتخاباتی ایشان است

دانلود کلیپ  2.8MB

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:17  توسط evel4u  | 
 

عشق در یک کلام دیدار معشوق
اگر عاشقی از دیدن معشوق دلتنگ شود فکر میکنید چه کار میکند؟
یک عاشق درد و رنج دوری از معشوق را تحمل کرده و امید به دیدار معشوق خود دارد.
زندگی برگی ست سبز که با عشق فتوسنتز میکند. و با مهر اکسیژن به دیگران میدهد.
بیایم اکسیژن خود را برای دیگران مصرف کنیم و دی اکسید کربن را که کینه است برای خود نگه داریم و از خود دور کنیم و یا آن را تبدیل به مهر کنیم.
من هم مانند هر آدم عاشقم…اگر آدم عشق را نداشته باشد حیوان است واگر عشق را از خود دور کند حیوان است.
عشق رنگ های متفاوتی دارد مثلا عشق به خدارنگ آبی آسایش، عشق به وطن یعنی رنگ سبز، سبز که طراوت را در انسان زنده میکند و باعث فتوسنتز می گردد.
عشق به انسانی که دوستش داری رنگ دل که در حال پرواز از قفس است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:55  توسط evel4u  | 

كلي اس ام اس و جك جديد و خنده دار...

 

 

 

براي خواندن روي ادامه كليك كنيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:48  توسط evel4u  | 
گلشيفته فراهاني، بازيگر جوان و با استعداد سينماي ايران که بازي وي در فيلم "مجموعه دروغ ها" به کارگرداني ‏رايدلي اسکات، کارگردان پرآوازه انگليسي،‎ ‎توجهات زيادي را به خود جلب کرده است.

خبر ساخت فيلم سينمايي" مجموعه دروغ ها" بر اساس كتابي به همين نام به كارگرداني ريدلي اسكات از مدت ها پيش ‏مطرح بود تا اينکه هفته گذشته اعلام شد که اين فيلم مراحل پاياني خود را طي مي کند و يک بازيگر ايراني نيز در آن ‏ايفاي نقش کرده است. اين فيلم هاليوودي كه به گفته كارگردانش براي اكران در اسكار آماده مي شود داستان يك روزنامه ‏نگار ـ با بازي لئوناردو دي كاپريو ـ رابيان مي كند كه طي جنگ عراق براي كشتن يك رهبر القاعده از سوي سازمان ‏سيا استخدام مي شود و به اردن مي رود. ‏

دانلود کلیپ صحنه هایی از فیلم مجموعه دروغها    2.2MB

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:19  توسط evel4u  |